العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)
73
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)
به او فرمود اى ابو محمد اين نفس بلند از چيست ؟ عرضكرد قربانت اى پسر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پير شدم و استخوانم نازك شده و مرگم نزديك با آنكه نميدانم كار آخرتم چه مىشود و وضعم در آنجا چگونه است حضرت صادق عليه السّلام فرمودند اى ابو محمد تو هم اين حرف را ميزنى ؟ عرضكرد قربانت شوم چگونه اين حرف را نزنم ؟ فرمود اى ابو محمد آيا نميدانى خداى متعال جوانهاى شما را گرامى ميدارد و از پيروان شما حيا مىكند ؟ ابو بصير گويد عرضكردم فدايت شوم چگونه جوانها را گرامى دارد و از پيران شرم مىكند ؟ فرمود جوانها را گرامى ميدارد عذابشان نميكند و از پيروان شرم دارد حساب پس بكشد ، باز گويد عرضكردم قربانت گردم آنچه فرمودى در باره ما تنهاست يا براى همه خداپرستانست ؟ فرمود نه به خدا تنها براى شما نه همه جهان ، عرضه داشتم جانم بقربانت ما را در اجتماع چنان بدنام كردند و لقبهاى زشت بما دادهاند كه از شدت ناراحتى پشت ماها شكسته و دلهايمان مرده و بخاطر رواياتى كه دانشمندان آنها نقل كردهاند زمامداران خون ما را حلال مى - دانند ، حضرت صادق عليه السّلام فرمودند حديث رافضيه « 1 » را گوئى ؟ عرضكردم بلى فرمود نه به خدا سوگند آنها شما را به اين نام نخوانند بلكه خداوند اين نام را بشما داده آيا ندانستى كه هفتاد نفر از بنى اسرائيل رها كردند فرعون و فرعونيان را بعد از اين كه گمراهى آنها برايشان آشكار شد و چون هدايت موسى را دانستند به او پيوستند از اين جهت آنها را در لشكر موسى رافضه ميناميدند چون فرعون را رها كرده بودند و اين دسته هفتاد نفرى از تمام لشكريان عبادتشان بيشتر و علاقه و دوستى آنها نسبت به حضرت موسى عليه السّلام و هارون عليه السّلام و فرزندان آن دو فزونتر بود خداوند بموسى عليه السّلام وحى فرمود كه اين نام را براى آنها در تو راه ثبت كن زيرا من آنان را
--> ( 1 ) رفض يعنى رها كردن و رافضه جمعيتى را گويند كه از اطاعت فرمانده خويش سر باز زنند و راهى جداگانه در پيش گيرند و دانشمندان اهل سنت از روى طعن شيعيان را رافضه ميگويند - يعنى اينها سر از قيد اطاعت خلفا بيرون بردند .